تبليغاتX
ESHGHEMANDANI_R






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



بي عنوان بگم.......................

تنهایی هایم را با تو قسمت می کنم ...تو چی؟
 

شب است و سکوت..... شب است و من و دنیای پر از خاطرات سوخته....

 

 

 

 شب است و منو حرف های در دل مانده و بوسه های بر کاغذ خشکیده ،اشک های فرو ریخته...

 

 

 

گاهی آنقدر از این تنهای میترسم که خدا را هم فراموش میکنم...

 

 

 

گاهی آنقدر لبریز و عاشق این خلوتم که دلم می خواهد زمان به عقب باز گردد و من این رنج مداوم را دوباره تحمل کنم...

 

 

 

هنوز هم در من سایه های یک غرور شکسته گهگاهی مهربانیم میکند.....

 

 

 

هنوز هم خورشیدی در قلب من ،زیر ابر های کینه و نفرت میدرخشد.....هنوز هم وقتی ...

 

 

 

آسمان دلم آبی میشود کبوترآن خاطره همه وسعت قلبم را با پروازهای آبیشان لبریز از شور می سازند.....

 

 

 

هنوز هم عاشقم...عاشق و بی قرار...

 

خسته و تنها...درمانده و لهیده زیر بار رنجی که پیکر نحیفم هر روز و شب تحملش میکند.....

 

 

 

 اما....صادقانه تر این است که بگویم.....

 

 

 

زندگی در گذر است و من با هجوم سیل اسای این امواج در حال عبورم.....

 

 

 

چه ساحل ها که ندیدم آرزوها که نکردم که حتی دمی بیاسایم....

 

 

 

چه روز ها و شب ها که دعا نکردم تا زمان متوقف شود و من در همان لحظه بمیرم یا بمانم......

 

 

 

هنوز تنهام...

 

من در این تنهایی نشسته ام برایت ذکر می گویم... به خیال خراب نکردن پل های پشت سرت!

 

به خیال این زمان، که کاش تمام شود.

و بهار...

 

که این بار دلم می خواهد ؛انتظارش را چوب خط کنم به روی تنهایی های پشت پنجره ام!

 

اینجا یا آنجا ...توفیری ندارد وقتی دلت اینجاست وقتی تمام خاطراتت قد می کشند در اتاقم...

 

وقتی بی تاب می شوم به چشمان نمناکت...

 

من ذکر می گویم برای آشفته نشدن خیالت...

 

برای خورشید که روشن کند آسمان زندگانی ات و برای ستاره ها...

 

که هرشب به دعا بنشینند برای سبزی فردایت

 

کاری از من بر نمی آید جز ذکر گفتن و صبوری کردن

 

لبخند زدن !!!


نويسنده: دل شكسته مورخ: دوشنبه 31 تیر1387 در ساعت:
|+|



شكستن دل هم بي صدا نيست...............

من امشب پر از حرفم  پر از درد پر از دلتنگی پس اگر آپم یکم طولانی شد و حوصلتونو سر برد ببخشید.

 

امشب می خوام از آرزوهام بگم...

 

آرزو دارم ارزوی بزرگی نیست ...آرزوی کوچکی هم نیست ...

 

آرزویی است در حد خودم.

 

ارزویم شیرین است اما نه انقدر که دلم را بزند ،انقدر که اگر براورده نشود قلبم می شکند ...صدای شکستن قلم زیاد بلند نیست قلب من در سکوت می شکند اما صدای شکستنش انقدر هست که غم را بیدار کند ...

 

غم تنها دوست من در این شبها بوده... اون توی این چند وقت تا به حال منو همراهی کرده است ...غم زشت نیست ولی انقدر زیبا هم نیست ...زیبایی یا زشتی اون به شکل شکستن قلب من است .می بینی؟

 

هنوز به تنهایی در پشت این پنجره به انتظارت نشستم.سخت است نه؟

 

آنقدر دوری که که قصه هایم پر از غصه های بی تو بودن است .من ،همیشه زیر سایه ای کاش ها زندگی می کنم.آه هایم از سر عادت نیست ،ولی دیگر دیوارهای اتاقم به آه های من و من هم به نگاه سرد آنها عادت کرده ام .

 

من در میان نبایدها محصورم و تو انقدر دور ،که این حصارهای بلند را نمی بینی .

 

به کنایه های این دقیقه های بی رحم اعتنایی نمی کنم اما می دانم که اخر ،همین دقایق و فاصله تو را از من خواهند گرفت .

 

مهربانم !در شبانه های بدون حضورت ،از اوج بی تو بودن به سوی روزهای گمشده در کنار تو بودن هبوط می کنم تا تو را از دور دست خاطره به یاد آورم ...

 

قلعه ی عمر من بر همین خیال استوار است و بدون آن فرو می ریزد .

 

می بینی چقدر ذهن من به تمام لحظه های با تو بودن پیوند خوره است ؟

 


نويسنده: دل شكسته مورخ: دوشنبه 31 تیر1387 در ساعت:
|+|



ديگه طاقت نياوردم...........................

به نام خداي محبت ها
يه مدتي بود كه نميتونستم برا وبم مطلب بزارم يعني دلم نمي گذاشت , نميدونم چرا
خوب بگذريم ,يه دنيا دلم برا وبم براي نوشتن حرف هاي دلم براي گفتن چيزايي كه شايد هيچ كجا به اين راحتي نمي تونستم بيانشون كنم و براي دوستاي گلم كه تو اين مدت خيلي بهم كمك كردن تنگ شده بود.
خوب يه وقتايي هم چرخ روزگار اين توري مي چرخه چه ميشه كرد جزء تحمل و صبرو ساختن؟؟؟
چند روز پيش يه ماجرايي باز گذشترو برام تكرار كرد نميدونم شايد همين شد كه امدم دوباره به وبم سر زدم .آخه ميدونين چيه ديگه نمي خواستم به وبم سر بزنم باز هم به دلايلي كه هر چند اصلا هم خوشايند نيست كه حتي ياد آوريشم برام سخته, خوب چه ميشي كرد از قديم گفتن هر كي خربزه مي خوره پاي لرزشم ميشينه
ديگه برم آخه چشمام داره باروني ميشه
مواظب خودتون باشين


نويسنده: دل شكسته مورخ: دوشنبه 31 تیر1387 در ساعت:
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir