و عشق هم گاهی تکراری ترین واژه ی هستی میشود . این روزا بی او در حسرت نیم نگاهی آشنا در کوچه های ماتم زده ی خاطراتم پرسه می زنم .
او رفت ... او رفت و هر چه اورده بود با خودش را برد تا سهم من از تمام وجودش همان خاطره ی شیرین باقي بمونه !!! و این منم باز همان غریبه ، شکسته تر از دیروز اما استوار تر از فردا ، مینویسم از قصه های فراموش شده ی زندگی که باز هم احساس کنم زنده ام !!!
می خوام با تو حرف بزنم با تویی که هیچوقت این حرفها رو نمی خونی اما من اونها رو می نویسم تا راحت بشم.
می
خوام با تویی حرف بزنم که تونستی جای من رو توی دلش دوباره بگیری . تو باعث شدی که حرفهاش دوباره تقسیم بشه. می
خوام با تویی حرف بزنم که خیلی ساده و نرم و آروم اروم برگشتي و جای خودت رو
تثبیت کردی اما من نتونستم جای خودم رو فقط
ماله خودم کنم. فکر می کنی عاشق تر از تو پیدا نمیشه منم نمی خوام ثابت
کنم عاشق ترم چون واسه خودم ثابته اما اینو باور کن که وجودم به وجودش
زندس. انقدر دوسش دارم که الان دارم گريه می کنم چون دارم به این فکر می
کنم که اون دیگه منو نمي خواد كاري كردي كه من براش غیر قابل تحمل بشم
اگه................اگه....................... و دهها اگه ی دیگه.
نه من حسود نيستم حساسم نيستم لوسو نفرت انگیزم نيستم خودخواه و غیر قابل تحملم نيستم و یا هر چیز
دیگه ای که می خواین اسمم رو بذارین اما عاشقم و دوسش دارم با همه ی
وجودم. انقدر دوسش دارم که به خاطر یه اخمش یا یه ناراحتیش ساعتها گریه می
کنم.
این
حرفهام همیشگی نیست. من خیلی دوستت دارم و خوشحالم که اون عاشق یکی شده
مثه تو. یکی مثه تو که میشه بهش اعتماد کرد. یکی مثه تویی که نمی دونم
همیشه باهاش می مونه حتی توی سختیها و زجرهاش يا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من
دوستتون دارم هم تو رو و هم اونو. مهم نیست که کجاست و داره چی کار می کنه
و به چی و به کی فکر می کنه مهم اینه که خوشحال باشه و شاد تا من همیشه
خنده هاش و برق چشمهاش وقتی که از ته دل می خنده رو ببینم. برام مهم اونه
نه خودم. فقط کافیه که بدونه یکی هست که همیشه و همیشه دلش براش می تپه
حتی اگه تنهاش بذاره.
واسه من تنهایی شده عادت فقط ازت مي خوام خيلي خيلي ازش مراقبت كني منم براتون دعا مي كنم............